تبليغاتX
!صـــــــــــــدای جــــــــــــــوان


!صـــــــــــــدای جــــــــــــــوان

جوانی ازاد!





















بسم الله.سلام.
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 10:57 توسط فاطمه جعفریزاده| |

بسم الله.

سلام.این روزها به سفارش بچه های هیئت دانشگاه ، یه سری بولوتوث واسه محرم درست می کنیم.شما هم  گوش کنید:

دانلود فایل صوتی عقل و عشق! 

- اماده باشید!! که وقت رفتن است...

عقل می گوید بمان! و عشق میگوید برو...

این هر دو ، عقل و عشق را خداوند افریده است...

تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود...

اکنون بنگر!!

حیرت عقل را...

و جرآت عشق را ...

بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند...

راحلان طریق عشق می دانند ...

که ماندن نیز در رفتن است...!!

مولانا علی.

 

نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 14:47 توسط فاطمه جعفریزاده| |

بسم الله.

سلام.در وبلاگ گروه اندیشه شبکه جوان دیدم از جریان ازدواج و زیرنویس های تلویزیون نوشتند!!اینکه در تلویزیون زیر نویس می کنند که صاحبنظران می گویند برای ازدواج پایدار و موفق باید به هنگام ازواج کرد!!

اینکه همه این مسئله را می دانندو به جرات می شود گفت که دلشان می خواهد اینگونه باشد! اما باید دید چرا این خواسته عملی نمی شود!؟مشکلات سر راه جوانان چیست؟!چه کسی باعث ان مشکلات و چه چیزی باعث رفع ان می شود؟بزرگترین مشکل بر سر راه انان چیست؟!ایا مسئولان به جای نشر بیانات صاحب نظران به فکر یافتن چاره ای برای عملی شدن این نظرات و راههای عملی شدن ان هستند؟!ایا تا به حال به اسیب شناسی این مسئله مهم پرداخته اند؟!ایا مهمترین و بزرگترین مشکل تامین معاش و اداره زندگی نیست؟!

مولانا علی.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 21:7 توسط فاطمه جعفریزاده| |

بسم الله.

سلام.فقط یه سوال چه کسی مسئول رسیدگی به اسیب های رسیده به میراث کشور ماست؟ این فایل رو گوش کنید:دانلود فایل صوتی میدان امیر چخماق!

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 11:10 توسط فاطمه جعفریزاده| |

بسم الله.

سلام.یسنا !اسم یکی از تازه واردهای فامیله...کسی که تازه ۳ ماه از زمینی شدنش میگذره!دیروز تو بغل من اروم گرفته بود...از خیلی چیزا ی این دنیای خاکی و جسم و فکر خاکی دلگیر بودم که نگاش نگاهم و دزدید...رفتم تو این فکر که یسنا ... همین دختر کوچولویی که الان پیش من اروم گرفته بین این همه تفاوت رنگ..تو دین و مذهب و سلیقه...تو خلق و خوی و منش...تو جلو رفتن و زندگی ساختن....کدوم راه رو میره و کدوم راه رو انتخاب میکنه...؟!

اصلا چقدر میتونه خودش شکل بده این خود بودن رو ...نقاشی یسنا از خودش که بعداز تموم شدن زندگی زمینیش می مونه !چقد خریدار داره؟چقد دلدار داره؟این مامان و بابایی که الان از جونشون دارن واسش مایه میذارن چقدر تو خود بودن کمک و همراهشن!کیا میان به زندگیش و میرن؟!و هزار تا سوال دیگه...۲۰ سال دیگه یسنا کجا وایساده و به چی فک میکنه؟!

ایشالا که بهترین راه رو خدا پیش راهش بذاره !

اما ....ما کجا وایسادیم!؟

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 9:58 توسط فاطمه جعفریزاده| |

بسم الله.سلام.

میلاد پر نور و پر شور علی بن موسی الرضا بر همه ی عشاق حضرت مبارک.

تو افتاب هشتمی ! سر چهارده عدد!

بیدار کن خواب مرا ! از وحشت این دیو و در!

مولانا علی...

نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 17:17 توسط فاطمه جعفریزاده| |

اینجا بوی ماندگاری چه مطبوع است و خواستنی...و چه دل ربا!

و تعفن پر تر میشود با گذر و تمام شدن...این رفتن ها و تمام شدن ها ...این کمتر بودن ها و وصال گسستن ها...همه اش به دست ماست و جمله شدن کلام نیز....چرا فصل به جای وصل....چرا غربت جای قربت...چرا سکوت جای کلام. چرا هیچ به از بود؟!!

باز هم هیچ؟

مولانا علی.

نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 10:19 توسط فاطمه جعفریزاده| |

بسم الله.سلام.

هر روز می گذرد و من در گذر از این رفتنها ، در حین رفتن نگاه می کنم...می بینم رفتن ها و ماندن ها را... ایستادن زمان را...و در کنار خود این صعود و سقوط را معنا می یابم...اینجا زمین و است ما از خاک...خاک بودن چه خوب است و چه بد...چه سنگین است و چه سبک...چه دشوار است و چه سهل...با خاکیان هوایی...با رفتگان مانا و ماندنی..با اسمانیان از زمین گذر کرده همنشینی چه شیرین است و خواستنی..چه دلچسب است و گوارا و چه اموختنی!!

اینجا هر لحظه که چشم باز می کنی عظمت می بینی و می اموزی ماندن را...چشم  باز می کنی و به تاریخ می روی...در این پیچ و خم رنگانگ صبوری می یابی و سخاوت ... سخت کوشی می بینی و خدا بینی...خود شناسی و پرواز به اوج هستی...

  اوج هستی ماندگارست..مانا ی همیشه که ذات اوست، اما در تعریف زمان بودن، ماندن! کار هر کسی نیست...چشم بر می بندم و خود را بزرگ می کنم...می خوام خود را پید اکنم تا شاید راهی..طریقی...نوری به او داشته باشد...می نگرم و فقط مات و مبهوت ... خشک می شوم از این همه عظمت و قدرت... از این همه کرامت و سخاوت ..از این همه خدایی!!!

حرف که بسیار ست اما حرف اول و اخرم این است که:ماندگار همیشه ذات اوست ٬ برای بودن تنها باید او را یافت  و  یافتن خود ٬ شناخت اوست!!!

مولانا علی.

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 9:25 توسط فاطمه جعفریزاده| |

بسم الله.سلام:

دیشب مطلع شدیم فرزاد حسنی امروز صبح میرسه یزد !واسه مراسمی که امشب دارن تو شرکت برق.با تیم بچه های روزنامه ابتکار به دیدنشون رفتیم و البته برای گرفتن گزراشی!که احتمالا شنبه در روزنامه چاپ میشه!(ویژه نامه یزد هم سراسری!)اما چه خبرایی برای شما دوستان دارم:

فرزاد حسنی گفت فردا هفت شنبه با همون تیم سابق منهای یک نفر می ره روی انتن!و اون غایب هم کسی نیست جز شبنم مقدمی دوستداشتنی!که به خاطر مشغله های زیادش و امکان غیبتهای زیاد ترجیح داده از همین حالا با گروه همکاری نکنه!

خبر دوم اینکه امیر منوچهری و مریم جلینی عزیز هم علاوه بر هفت شنبه قراره به تیم ابنبات  اضافه بشن و با هم این برنامه رو ادامه بدن!

در حاشیه:

توی حاشیه این بحث ها و کنسرت یکی از خوانندگان مطرح کشوری فرزاد حسنی به یکی از طرفداراش بود که اعلام کرداز ماه اینده روی انتن تلویزیون میره  وبرنامه داره.که این هم در جای خودش جالب بود..برای دیدن عکسای فرزاد حسنی* محمد علیزاده* و محسن نشاسته گر خواننده همشهری من*میتونید به این ادرس مراجعه کنید.

در ضمن: امشب هم تو دفتر محسن نشاسته گر قراره به اتفاق دوستان یه جشن تولد کوچیک واسه فرزاد حسنی گرفته بشه.

مثل همیشه التماس دعا دارم.مولانا علی.

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 20:46 توسط فاطمه جعفریزاده| |

بسم الله. سلام:

 چه کسی مسئول فراموشی ارزشهای دفاع مقدس است؟

هنوز خیلی از جنگ  و درگیری های داخل در کشور نگذشته ، که صدام حسین درتلوزیون دولتی عراق ظاهر می شود و عهدنامه 1975 را پاره می کند، پاره کردن این توافقنامه اعلام جنگ به ایران و 4 روز بعد  یعنی 31 شهریور ماه شروع تجاوزعراق به خاک مان بود. خوزستان ، ایلام ، کرمانشاه ،کردستان . قربانگاه های ایران ! صدام به ایران حمله کرد و آرزوهای تمام دختران و پسرانی که در انتظار پشت نیمکت نشستن، بزرگ شدن، حماسه آفریدن و الگو شدن بودند را به تل خاک بدل نمود.رویای کودکان معصوم چشم انتظار را به آوار خانه هاشان سپرد ، تا تنها به آمال خود دست یابد. خمینی کبیر باز هم به صحنه می آید و از جوانان غیور و خدایی، برای حضور در این حماسه که دنباله جریان عظیم انقلاب است دعوت می کند، تا باز به میدان آیند و مردانگی و دلاوری خود را به نمایش گذارند.بیایند و ایرانی بودنشان را به رخ دشمنان جهان خوارشان کشند و این شد که دفاع مقدس شکل گرفت و قدسیت سرزمین مان باقی ماند .آمدند و مردانه ایستادند. تا آخر ماندند و با قطره قطره خونشان نام ایران را بر صفحه بزرگ جهان حکاکی کردند.

اینجا ایران است! کم نبودند مردان و زنانی که بسان فرشتگان وآسمانیان درجبهه ها بزرگی کردند،کم نبودند عاشقان حق وعشق بازان قهار! شلمچه ، طلائیه ، فکه ، فتح المبین ، اروند رود. همه وهمه هم قسم شدند، تا ایران بماند . رفتند، اما به مقصدی ما نا! آوینی بزرگ چه زیبا گفت که:" پندارمان این است که ما مانده ایم وشهدا رفته اند اما حقیقت آنست که زمان ما را با خود برده وشهدا مانده اند." زمان به رسم وآئین همیشگی خود گذرکرد وگذشت .جنوب ایران که دیگر به سان کربلا شده بود آزاد شد، وبه آرامش قبل خود باز هم سلام داد . ایران ماند، ایرانیان ماندند وباز چون قبل، سال به سال حماسه آفریدند . همه را شکر ، اما ، این شکوه وجلال این روزهای ایران را که به حق مدیون غیرت وشجاعت مردان آن روزگاریم چگونه جبران کرده ایم ؟ ازسال 67 به بعد ، یعنی بعد ازاتمام جنگ میان ایران وعراق ،اقدامات زیادی جهت باقی ماندن فرهنگ اصیل دفاع مقدس صورت گرفت. برگزاری شبهای با شهدا ،بزرگداشت هایی ویژه شهدا ، یادواره ها ، ساخت فیلم های  دفاع مقدس ، نشستهایی با حضور یادگاران جنگ (همرزمان واسراء) چاپ کتب ونشریات مختلف وخیلی برنامه های دیگر،که درطول این سالها صورت گرفته است. اما امروز در بعضی از مجامع و محافل شاهدیم  که نه تنها اسم و یادی از آن بزرگ مردان وشیرزنان نیست ،که حتی بعضی آنان را به سخره گرفته ومضحک می خوانند ، چه شده که این رویداد عظیم را اینگونه یاد می کنند ؟ باورهایی که روزگاری برای آن احترام وجایگاهی قائل بودیم اما اکنون از یادآوری آن هم حس خوشایندی به بعضی  از ما دست نمی دهد؟ اینجا هنوز ایران است. اما باید دید چه کرده ایم که اینگونه بعضی خط فکرها تغییریافته ؟! گاهی که با خود فکرمی کنم می گویم شاید غلوهای بی جا باعث آن شده ، اینکه قبل ترها خیلی می دیدیم درفیلم های جنگ ، ایرانی جماعت همیشه پیروز  و برحق بود ، وبعثی وعراقی، ظالم وستمگر. بعد ازآن، برخوردهای شخصی وسلیقه ای که درادبیات جنگ به وجود آمد شاید دلیل این دلزدگی ها  باید دانست. ادبیاتی که کسی جرأت برهم زدن آن را نداشت، تا اینکه  بعد از سالها  فیلم زیبای اخراجی ها ساخته شد وچهره ی جدیدی ازجنگ را به نمایش گذاشت، که گاهاً درصحبتهایی که با سرداران جنگ داریم به آن صحه می گذارند وحقیقتش ر اتصدیق می کنند.   مورد دیگراستفاده های غلط ونا به جا ازادبیات جنگ وغلوهای بی مورد که صورت می گرفته وهنوز هم ادامه دارد،این جبهه گیری علیه دفاع مقدس را پررنگ ترمی کند.

بزرگ جلوه دادن سهمیه هایی که به خانواده های شهدا، ایثارگران ، اسرا ورزمندگان تعلق می گرفت ، وبمباران اطلاعات نادرست وبزرگترجلوه دادن آن همگی دراین دلزدگی تاثیرگذار بوده وهست . برای بازگرداندن شأن ومقام درخور دفاع مقدس نیازمند یک فرهنگ سازی درست وبه جا هستیم ،نیازمند به مشارکت جوانان ومسئولانیم . جریان دفاع مقدس یک تراژدی جدی ونقطه ی عطف تاریخ ایران بعد از انقلاب است، وما همگی مسئول جلوگیری از پایمال شدن خون شهدا وحق ایثارگران واسرا هستیم . اخراجی ها هم حقیقت جنگ ماست ، حقیقتی که سالها ناگفته مانده بود وبالاخره با تلاش زیاد، مجال برای مطرح شدن یافت . بیایید برای معرفی آن روزگار و آن آدمها معرفت وشناخت خودمان را بیشترکنیم، شاید طریقی باشد دربیان حقیقت آن روزها .

 

ابتکار - یزد- جعفریزاده

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 11:9 توسط فاطمه جعفریزاده| |


Design By : Night Skin