!صـــــــــــــدای جــــــــــــــوان
حرفایی از جنس جوانی
میلاد پر نور و پر شور علی بن موسی الرضا بر همه ی عشاق حضرت مبارک. تو افتاب هشتمی ! سر چهارده عدد! بیدار کن خواب مرا ! از وحشت این دیو و در! مولانا علی... و تعفن پر تر میشود با گذر و تمام شدن...این رفتن ها و تمام شدن ها ...این کمتر بودن ها و وصال گسستن ها...همه اش به دست ماست و جمله شدن کلام نیز....چرا فصل به جای وصل....چرا غربت جای قربت...چرا سکوت جای کلام. چرا هیچ به از بود؟!! باز هم هیچ؟ مولانا علی. بسم الله.سلام. هر روز می گذرد و من در گذر از این رفتنها ، در حین رفتن نگاه می کنم...می بینم رفتن ها و ماندن ها را... ایستادن زمان را...و در کنار خود این صعود و سقوط را معنا می یابم...اینجا زمین و است ما از خاک...خاک بودن چه خوب است و چه بد...چه سنگین است و چه سبک...چه دشوار است و چه سهل...با خاکیان هوایی...با رفتگان مانا و ماندنی..با اسمانیان از زمین گذر کرده همنشینی چه شیرین است و خواستنی..چه دلچسب است و گوارا و چه اموختنی!! اینجا هر لحظه که چشم باز می کنی عظمت می بینی و می اموزی ماندن را...چشم باز می کنی و به تاریخ می روی...در این پیچ و خم رنگانگ صبوری می یابی و سخاوت ... سخت کوشی می بینی و خدا بینی...خود شناسی و پرواز به اوج هستی... اوج هستی ماندگارست..مانا ی همیشه که ذات اوست، اما در تعریف زمان بودن، ماندن! کار هر کسی نیست...چشم بر می بندم و خود را بزرگ می کنم...می خوام خود را پید اکنم تا شاید راهی..طریقی...نوری به او داشته باشد...می نگرم و فقط مات و مبهوت ... خشک می شوم از این همه عظمت و قدرت... از این همه کرامت و سخاوت ..از این همه خدایی!!! حرف که بسیار ست اما حرف اول و اخرم این است که:ماندگار همیشه ذات اوست ٬ برای بودن تنها باید او را یافت و یافتن خود ٬ شناخت اوست!!! مولانا علی. دیشب مطلع شدیم فرزاد حسنی امروز صبح میرسه یزد !واسه مراسمی که امشب دارن تو شرکت برق.با تیم بچه های روزنامه ابتکار به دیدنشون رفتیم و البته برای گرفتن گزراشی!که احتمالا شنبه در روزنامه چاپ میشه!(ویژه نامه یزد هم سراسری!)اما چه خبرایی برای شما دوستان دارم: فرزاد حسنی گفت فردا هفت شنبه با همون تیم سابق منهای یک نفر می ره روی انتن!و اون غایب هم کسی نیست جز شبنم مقدمی دوستداشتنی!که به خاطر مشغله های زیادش و امکان غیبتهای زیاد ترجیح داده از همین حالا با گروه همکاری نکنه! خبر دوم اینکه امیر منوچهری و مریم جلینی عزیز هم علاوه بر هفت شنبه قراره به تیم ابنبات اضافه بشن و با هم این برنامه رو ادامه بدن! در حاشیه: توی حاشیه این بحث ها و کنسرت یکی از خوانندگان مطرح کشوری فرزاد حسنی به یکی از طرفداراش بود که اعلام کرداز ماه اینده روی انتن تلویزیون میره وبرنامه داره.که این هم در جای خودش جالب بود..برای دیدن عکسای فرزاد حسنی* محمد علیزاده* و محسن نشاسته گر خواننده همشهری من*میتونید به این ادرس مراجعه کنید. در ضمن: امشب هم تو دفتر محسن نشاسته گر قراره به اتفاق دوستان یه جشن تولد کوچیک واسه فرزاد حسنی گرفته بشه. مثل همیشه التماس دعا دارم.مولانا علی. بسم الله. سلام: چه کسی مسئول فراموشی ارزشهای دفاع مقدس است؟ هنوز خیلی از جنگ و درگیری های داخل در کشور نگذشته ، که صدام حسین درتلوزیون دولتی عراق ظاهر می شود و عهدنامه 1975 را پاره می کند، پاره کردن این توافقنامه اعلام جنگ به ایران و 4 روز بعد یعنی 31 شهریور ماه شروع تجاوزعراق به خاک مان بود. خوزستان ، ایلام ، کرمانشاه ،کردستان . قربانگاه های ایران ! صدام به ایران حمله کرد و آرزوهای تمام دختران و پسرانی که در انتظار پشت نیمکت نشستن، بزرگ شدن، حماسه آفریدن و الگو شدن بودند را به تل خاک بدل نمود.رویای کودکان معصوم چشم انتظار را به آوار خانه هاشان سپرد ، تا تنها به آمال خود دست یابد. خمینی کبیر باز هم به صحنه می آید و از جوانان غیور و خدایی، برای حضور در این حماسه که دنباله جریان عظیم انقلاب است دعوت می کند، تا باز به میدان آیند و مردانگی و دلاوری خود را به نمایش گذارند.بیایند و ایرانی بودنشان را به رخ دشمنان جهان خوارشان کشند و این شد که دفاع مقدس شکل گرفت و قدسیت سرزمین مان باقی ماند .آمدند و مردانه ایستادند. تا آخر ماندند و با قطره قطره خونشان نام ایران را بر صفحه بزرگ جهان حکاکی کردند. اینجا ایران است! کم نبودند مردان و زنانی که بسان فرشتگان وآسمانیان درجبهه ها بزرگی کردند،کم نبودند عاشقان حق وعشق بازان قهار! شلمچه ، طلائیه ، فکه ، فتح المبین ، اروند رود. همه وهمه هم قسم شدند، تا ایران بماند . رفتند، اما به مقصدی ما نا! آوینی بزرگ چه زیبا گفت که:" پندارمان این است که ما مانده ایم وشهدا رفته اند اما حقیقت آنست که زمان ما را با خود برده وشهدا مانده اند." زمان به رسم وآئین همیشگی خود گذرکرد وگذشت .جنوب ایران که دیگر به سان کربلا شده بود آزاد شد، وبه آرامش قبل خود باز هم سلام داد . ایران ماند، ایرانیان ماندند وباز چون قبل، سال به سال حماسه آفریدند . همه را شکر ، اما ، این شکوه وجلال این روزهای ایران را که به حق مدیون غیرت وشجاعت مردان آن روزگاریم چگونه جبران کرده ایم ؟ ازسال 67 به بعد ، یعنی بعد ازاتمام جنگ میان ایران وعراق ،اقدامات زیادی جهت باقی ماندن فرهنگ اصیل دفاع مقدس صورت گرفت. برگزاری شبهای با شهدا ،بزرگداشت هایی ویژه شهدا ، یادواره ها ، ساخت فیلم های دفاع مقدس ، نشستهایی با حضور یادگاران جنگ (همرزمان واسراء) چاپ کتب ونشریات مختلف وخیلی برنامه های دیگر،که درطول این سالها صورت گرفته است. اما امروز در بعضی از مجامع و محافل شاهدیم که نه تنها اسم و یادی از آن بزرگ مردان وشیرزنان نیست ،که حتی بعضی آنان را به سخره گرفته ومضحک می خوانند ، چه شده که این رویداد عظیم را اینگونه یاد می کنند ؟ باورهایی که روزگاری برای آن احترام وجایگاهی قائل بودیم اما اکنون از یادآوری آن هم حس خوشایندی به بعضی از ما دست نمی دهد؟ اینجا هنوز ایران است. اما باید دید چه کرده ایم که اینگونه بعضی خط فکرها تغییریافته ؟! گاهی که با خود فکرمی کنم می گویم شاید غلوهای بی جا باعث آن شده ، اینکه قبل ترها خیلی می دیدیم درفیلم های جنگ ، ایرانی جماعت همیشه پیروز و برحق بود ، وبعثی وعراقی، ظالم وستمگر. بعد ازآن، برخوردهای شخصی وسلیقه ای که درادبیات جنگ به وجود آمد شاید دلیل این دلزدگی ها باید دانست. ادبیاتی که کسی جرأت برهم زدن آن را نداشت، تا اینکه بعد از سالها فیلم زیبای اخراجی ها ساخته شد وچهره ی جدیدی ازجنگ را به نمایش گذاشت، که گاهاً درصحبتهایی که با سرداران جنگ داریم به آن صحه می گذارند وحقیقتش ر اتصدیق می کنند. مورد دیگراستفاده های غلط ونا به جا ازادبیات جنگ وغلوهای بی مورد که صورت می گرفته وهنوز هم ادامه دارد،این جبهه گیری علیه دفاع مقدس را پررنگ ترمی کند. بزرگ جلوه دادن سهمیه هایی که به خانواده های شهدا، ایثارگران ، اسرا ورزمندگان تعلق می گرفت ، وبمباران اطلاعات نادرست وبزرگترجلوه دادن آن همگی دراین دلزدگی تاثیرگذار بوده وهست . برای بازگرداندن شأن ومقام درخور دفاع مقدس نیازمند یک فرهنگ سازی درست وبه جا هستیم ،نیازمند به مشارکت جوانان ومسئولانیم . جریان دفاع مقدس یک تراژدی جدی ونقطه ی عطف تاریخ ایران بعد از انقلاب است، وما همگی مسئول جلوگیری از پایمال شدن خون شهدا وحق ایثارگران واسرا هستیم . اخراجی ها هم حقیقت جنگ ماست ، حقیقتی که سالها ناگفته مانده بود وبالاخره با تلاش زیاد، مجال برای مطرح شدن یافت . بیایید برای معرفی آن روزگار و آن آدمها معرفت وشناخت خودمان را بیشترکنیم، شاید طریقی باشد دربیان حقیقت آن روزها . ابتکار - یزد- جعفریزاده بسم الله.سلام: باز هم: " بوی ماه مهر؛ ماه مهربان " اواخر شهریور و اوایل مهر ماه شور و نشاطی دوچندان در خیابانها می بینیم ،مدارس باز کار خود را اغاز کرده اند و فرزندان ایران زمین که با خوشحالی از بازگشت به جمع دوستان و روال همیشگی مسئولیت پذیریشان باز به شیطنت های خود مشغولند! این روزها بچه ها که حالا دیگر به نام دانش اموز لقب گرفته اند با هیجان و شور مضاعفی قدم به خانه ی دوم خود مدرسه می گذارند .دست از دست مادران جدا می کنند و بر دستان اموزگار بوسه می زنند.دسته های گل در دستان کوچکشان دارند و با نگاهی معصوم که به چشمان معلم خیره شده اند ، پی چیزی هستند.برق چشمانشان نگاه ما را نیز می دزدد و به عمق نگاه پر معناشان که می نگری جز صفا و مهربانی چیزی نمی بینی .او می خواهد چون معلمش باشد و خود اینده اش را به او می سپارد.این روزها بچه ها خاطره می سازند و اینده ی خود را، طرح می کشند و رنگ می کنند.انان اکنون دست به معماری زدند و می خواهند با همه تلاش شان اینده ای پر رونق و دلچسب برای خود رقم زنند.دست در دست مادر دوم خود، معلم مهربان و فداکارشان گذاشته و دل به او می سپارند.او که از جانش برای یاد دادن و اموزش انان مایه گذاشته و طعم مادری را در این دیار پر شکوه با ز هم مزه می کند.معلم که به حق مادر دوم نام گرفته است و وقتی به مرور دوران مدرسه می اندیشیم عظمتش در ذهنمان نقش می بندد و به این مسئله که شاید شکل گیری بخش اعظمی از شخصیتمان را به او مدیونیم پی می بریم .اما در سوی دیگر این تابلو زیبا و خواستنی کودکانی هستند که یاد اور هیجان و نشاط دوران کودکی مانند.دلبستگی به مدرسه ،قلم و نگارش در روح و جسم و کالبدشان رخنه می کند و آبراهه ای به کانالهای برترین ها پیدا می شود .اجتماع پر شکوه دانش اموزان خیال ادمی را سرمست و شادمان می کند که گویی خود او نیز کودکی می شود در سال های اول مدرسه بوی نویی برگه های کتاب ، قلم های نوک تیز ، لباسهای اتو کشیده و تمیز شاگردان مدرسه و سیمای اراسته انان یاد روز اول مهر در هر سال را در دلها چنان زنده می کند که دلمان می خواهد بچه ای شویم دوباره دست در دست دوستان به مدرسه برویم ، پشت نیمکت ها بشینیم و درس بخوانیم و گونه سرخ معلم خود را به یاد بیاوریم .او که لبخند زنان الفبای جاودانه زندگانی را به ما یاد داد ،او که عاشقانه همچون فرزندی دستانش را در دستانمان گذاشت و تعهد داد که تا اخر کنارمان باشد.و باز میگویم بچه ها.بچه ها با هزار امید و ارزو این روزها را سپری می کنند و چشم به اینده ای پر شور و موفقیت دوخته اند. حالا نوبت ماست که همه ی توان خود را به کار گیریم تا دانش اموزان امروز که فرزندان ما هستند با کمبود و ها و نبود هایی که ما با انها سر و کار داشتیم مواجه نشوند. باید تمام تلاش خود را بکنیم تا فرزندان ما اینده ای بهتر به خود ببینند.امروز اول مهر ماه، سالروز و سال میلاد اغاز تمام خاطرات شیرین دوران مدرسه و درس و کلاس ماست و اغاز دوران رشد وشکوفایی فرزندان مان که چشم امید به انها دوخته ایم. می خواهیم که فرزندانمان اینده ای روشن داشته باشند .از علم بهره بگیرند و قدم در راه کمال و انسان سازی بگذارند. میخواهیم عاشق باشند.عاشق ایران و ایرانی بودنشان .عاشق مکتب و تمدنشان. عاشق دین و مذهب شان. فرزندانمان به مدرسه می روند تا در صحنه ای پر شور و هیجان علم بیاموزند، تا جملاتی از صفا و همدلی بر دلهایشان نقش ببندد و از باغ گلهای اندیشه ،غنچه های معنویت را به ارمغان با خود هدیه ببرند. انها دل در گرو معلم خود ، واله و شیدا می شوند و جهان را با گامهای والا می نگرند و یاد می گیرند که با دانش اموخته خود چگونه از پس همه ی مشکلات و چالشهای دنیوی مردانه قامت راست کنند و همه را به خوبی و با دیدی مثبت به نیستی بسپارند.مدرسه کارخانه ادم سازی می شود و ادمهای کوچکی که بزرگی می اموزند.می اموزند تا بزرگ شوند و بزرگی کنند . ابتکار-یزد-جعفریزاده بسم الله.سلام: شعار"اصلاح الگوی مصرف" تا کجا پیش رفته است؟ سال 88 طبق روال سالهای گذشته توسط رهبر معظم انقلاب به سال اصلاح الگوی مصرف نام گرفت. اصلاح الگوی مصرفی که باید صورت گیرد، تا به اصل و ریشه ، وهدف درست این انقلاب نزدیک شویم. دین ما دین میانه روی و اعتدال است،نه افراط را تائید می کند و نه مقابل ان یعنی تفریط را.الگوی مصرفی که اکنون در میان مردم ما رواج پیدا کرده ،یک الگوی غربی و ناشایست است. تجملات بیش ازحد، مد گرایی، مهمانی های آنچنانی، عدم توجه به هم نوعان، بی توجهی در استفاده از نعمات خداوند و چیزهایی که به راحتی در اختیارمان قرار می گیرد، همه نمونه ای از الگوی مصرف کنونی ماست. الگوی مصرفی که با نهادینه شدن آن در میان اقشار مردم سلامت آن جامعه را از نظر فرهنگی به خطر می اندازد و به مرور زمان باعث ایجاد مشکلات بزرگتر اقتصادی می شود. اما امسال با جریانات انتخاباتی پیش آمده در کشور، عملی کردن این شعار با مشکل روبرو شد و چه بسا طرحهای مطرح شده با آشوبها و خرابی های به بار امده در کشور مختل شدند. در خطبه های نماز عید سعید فطر رهبر انقلاب بار دیگر به این موضوع اشاره کرده وبا انتقاد از كم تحركی موجود در این زمینه،فرمودند: متأسفانه كشور در چند ماه اخیر بعلت هیجانات كاذب، وقت را از دست داد، البته اصلاح الگوی مصرف سالها طول می كشد، اما مسئولان، دانشگاهیان حوزویان و همه تلاش كنیم این مسئله مهم، جداً دنبال شود، كه در این زمینه دولت باید پیشرو و پیشتاز باشد.اما برای عملی شدن این شعار ،شعاری که منفعت مردم و پیشرفت اقتصادی کشور را به دنبال خواهد داشت ، تا کنون چه اقداماتی کرده ایم؟ برای این کار ابتدا باید الگوی مصرفی که در حال حاضر مورد تائید ماست را بررسی کنیم. الگویی که قطع به یقین می توان گفت با تهاجم فرهنگی به فرهنگ ما دخول پیدا کرده است.اصراف های بی جا و مکرری که چه در خوراک ،چه پوشاک و چه در سایر موارد استفاده ما صورت میگیرد،از بنزین گرفته تا اب و برق وتلفن و گاز. شاید برای اصلاح این الگو نیاز به تغییر بعضی از ساختارها باشد . برای مثال نگاهی دوباره به وضعیت اتوبوسرانی و ایستگاه های ایجاد شده، سهمیه بندی بنزین، کاغذ بازی های اداری و غیره.اما در ابتدا و برای شروع باید از خودمان آغاز کنیم .استفاده درست از آب ، برق ، تلفن وگاز به صرفه جویی و ذخیره این منابع ملی کمک می کند و باعث رسیدگی به بخشهای عقب مانده تر در کشور می شود. باید کمی بیشتر به خود و اعمالمان در این زمینه توجه کنیم و با رعایت الگوی صحیح و تائید شده گامی در این را ه برداریم . الگوی مصرف درست که در دین ما هم به آن اشاره شده است ، به معنا ی کم مصرف کردن ،عدم مصر ف و استفاده نکردن از امکانات و داشته ها نیست،به معنای درست و به جا مصرف کردن از انهاست. در آیه ای از قرآن هم اماده است"بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید ".یعنی استفاده و لذت بردن از نعمتها را نهی نمی کند بلکه به، اندازه مصرف کردن ان تاکید می کند. اصلاح الگوی مصرف، تضمین آینده روشنی است که با ید پیش رو داشته باشیم،جامعه ای پیشرفته با مصرفی درست ومثال زدنی. ما می توانیم با توجه به اصلاح الگوی مصرف در جهت خودکفایی و رونق اقتصادی حرکت کنیم و توطئه کشورها ی مختلف در زمینه اقتصادی را خنثی کنیم.اصلاح الگوی مصرف می تواند یکی از شاهرگهای رونق اقتصادی باشد.رونقی که باعث رفاه و آسایش مردم و پیشرفته تر شدن آن جامعه است و خود آنها در ساخت ان مسئولند.پس با نگاهی درست و انتخابی اگاهانه جامعه خود را در مسیر تحقق اهدافش یاری دهیم . ابتکار-یزد-جعفریزاده بسم الله.سلام: همه ساله درروزهای آخرمهمانی خدا ،وقت تعیین سرنوشتها ، زمانی که دلهامان درشبهای قدرلین ولطیف گشته است ودستگیری ازهم نوعانمان را همراه خود کرده ایم ، طبق آیینی چند ساله آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز قدس نامیده وبرای دادخواهی وحمایت از هم کیشانمان درفلسطین ومبارزه با مستکبرین جهان یک صدا وهمراه می شویم . این روز را رهبروبنیانگذار کبیرانقلاب امام خمینی، قدس" نامیده اند ودرپیامی فرموده اند : روز قدس ، یک روزجهانی است ، روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد ، روز مبارزه مستضعفین با مستکبرین است . روزگار، روزگار عجیبی است ، که درپس شعارها ونشانهای زیبا وفریبنده سازمانهای بین المللی ، صهیونیست ها ی نژاد پرست برتمام شئون جامعه جهانی حاکمیت پیدا کرده اند وسعی داشته با مظلوم نمایی وملت فریبی به نیات ومقاصد پلید خود برسند . این روز که نمادش قدس وفلسطین است، روز بیداری خود قرار می دهیم.روز شروع حرکتی هوشیارانه که هر سال تازه تر و حساس تر هم می شود. قدس فقط یک شهرنیست ، نماد تمام انسانهایی است که محسوس وغیرمحسوس درچنگال تفکروخودبینی گروهی خاص محبوس گشته اند .گروهی که فقط خود ونژاد خود را برترمی بیند وحاضرند با نابودی سایرانسانها به پیش روند، گروهی که فقط خود را انسان می شمارند، وموجودیت سایرین را فقط جهت خدمت بدانها وپیشبرد مقاصد شان می دانند،گروهی که به ظاهربا مظلوم نمایی های مختلف من جمله جریان کذب هولوکاست حرکت می کند وتاکنون به هسته اکثرقدرتهای غربی نفوذ کرده ودست راست ومغزمتفکرجریانات کذب وکثیف سیاستهایشان شده اند . روز قدس ، روز بیداری است ، روزاعلان برائت از کفاروصهیونیزم است ، صهیونیزمی که این روزها با ابزار رسانه ای خود ،به کمک اینترنت ، ماهواره ها وسایر وسایل ارتباط نوین ، به طور علنی و غیر علنی و نامحسوس برافکارملتها چیره می شود وان را با سیاستهای برنامه ریزی شده خود به سمت اهداف شومش سوق می دهد.ساخت فیلم های ماورائی وآخرزمانی که به پوچی و یا برتری ان گروه میانجامد ، ایجاد برنامه ها وبازیهای رایانه ای محبوب کودکان با نشانهایی ضداسلامی وتخریب گر باورهای دینی ،ایجاد گروهها وفرقه های دور از دین وجذاب وخطرناک ، تشویق جوانان جهت تمایل به مواد اعتیاد آوروالکلی ، ودرکل دنیاپرستی وپوچ گرایی ، جهت نابودی بنیانهای اصیل اسلامی ، ازجمله فعالیتهای آنان است . مبارزه ماجهت نجات یک شهریا کشورنیست، قدس مرکزتمام اعتقادات ، تمدن وآمال وآروزهای ماست ومبارزه ما جهت نجات همه ی انسانهاست ، مردم اکنون وفرزندان فردا. حضوروعملکردما ، دید ومنش ما ،درمقابل روند تخریبی آنان درمورد اسلام بسیارمهم وحائزاهمیت است . جنگ امروز ، جنگ مرز زمینی وسرباز نظامی نیست ، جنگ ، جنگ فرهنگ است ، جنگ رسانه هاست، جنگ القا دید وتفکراست !جبهه کفرواسلام ... امروز هرلحظه وهرآن باید با چشم باز ودیدگاهی درست نسبت به مسائل موضع گرفت ، وپاسخی مناسب به حقیقت جویی مردم داد.باید حقیقت را بیان و تفسیر ان را روشن نمود.قطعا خیلی از افعال پیش امده از سر ندانستن و نا اگاهی است. دراین روز بزرگ علاوه برشرکت درراهپیمای عظیم روز قدس که اعلام همبستگی وپشتیبانی ما نسبت به برادران و خواهران مان در فلسطین است،بد نیست که درسازمانهای بین المللی و جهانی نیزمطالعه ورد پای صهیونیزم جهانی را درآن ها پیدا کنیم ، ردپایی که درآرم ها ، مجسمه ها ، رنگها ونمادهای آنان گرفته تا قوانین حاکمشان قابل مشاهده است . سلام بر سرزمین زیتون! سلام برسنگهای صبورفلسطین !سلام بر سلاح ایمان! ابتکار -یزد-جعفریزاده سلام.تو این دو سه روز اخیردلم هواییه!رمضون داره به اخر میرسه و دل کندن شروع میشه واسم...با خودم که تنها میشم ارزو میکنم کاش اونقدر تو این ماه بزرگ شده بودم که تمام سال رو مثل رمضون باشم...همش چشام به خدام باشه...اونی که همه چی منو میدونه...همه جوره با همه ی داشته ها و نداشته هام دوستم داره و هر وقت...هر وقت کم میارم ..تنها میشم...هیچ کس نیست..پیشمه...حرفامو گوش میده..ارومم میکنه...داره یک ماه میشه ...ماه رمضان ..مهمونی خدام...خدای یه دونه و دردونه خودم...میدونید ٬ خیلی حرفه که همیشه با یکی باشی...اونقدر دریا دل باشی که هزار بار بی وفایی رو چشم پوشی کنی!!هزار بار در رفتن وکم محلی کردن رو ندید بگیری...هزار بار خودخواهی رو با هزار تا عیب ببخشی و تو دلت نگه داری...خدای من ستار العیوب!!! خدای من مهربون و بخشندست!!!...خدای من یکی یه دونست!!!زیباست !شنواست!عالمه! خدای من خداست!!!! اما" حالا که خدای مهربون و ناز و یه دونه من!اونقدر هوامو داره ...باید منم یه جور جبران کنم دیگه....میدونم..تو این ماه خیلی کم گذاشتم و باز چشاش رو همه ی اون کمی ها بست!!!بازم موند کنارم...میخوام این جمعه اخر رمضون رو ٬که خمینی کبیر قدس گذاشت اسمشو....به پاس همه اون بزرگواریاش بیام و به یاد بنده هاییش باشم که اونم دلش پیششونه!!!دوست داره که منم هواشونو داشته باشم... به قول شهید مطهری:والله٬بالله٬تالله!مسلمانان در برابر مسئله فلسطین مسئولند و در اخرت از انها در این مورد سوال خواهد شد! با همون حال و هوای خداحافظی و رفتن از این مهمونیه بی مانند!بیاین ما هم ٬هوای اون مردم بیگناه رو داشته باشیم!مثه مولامون علی ع !!! مولانا علی. بسم الله. سلام.امشب فقط به ذکر دعایی از دکتر شریعتی بسنده میکنم... * خدايا : مسئوليت هاي شيعه بودن را كه علي وار بودن و علي وار زيستن و علي وار مردن است و علي وار پرستيدن و علي وار انديشيدن و علي وار جهاد كردن و علي وار كار كردن و علي وار سخن گفتن و علي وار سكوت كردن است تا آن جا كه در توان اين بنده ناتوان علي است همواره فرايادم آر . مولانا علی.

| Design By : Night Skin |


